فصل سوم
-
تاریخ: 1398/4/5 ساعت: 7:32
دوباره شروع شد قصه ی عاشقی و دلتنگی من..انگار ما ایرانیا نباید شاد باشیم..ملتی افسرده با پیشینه ای افسرده..دوباره امده ام تا بنویسم قصه ی شب و شبگردی هایم..دوباره فصلی جدید از دل گرفتگی هایم..اینبار ا
بنام عشق
-
تاریخ: 1398/4/5 ساعت: 7:32
بنام نامی عشق سلامی به تنهایی شب های سرد زمستان..سلامی به گرمی روزهای تابستان..از چه بگویم؟ گاهی ذهنم آن قدر بسته می شود که صدای سوت کشیدنش را می شود شنید..گاهی آنقدر خسته می شوم از تنهایی که سر به بی
سووووووووووپرایز
-
تاریخ: 1398/4/5 ساعت: 7:32
سلام دلبرم سلام تموم زندگیمسلام به روی ماهت تموم قلب منخوبی ؟ خسته نباشییییییییییییی نفسممن به خوبی تو بلد نیستم بنویسم واقعا، ولی اومدم بگم که عاشقونه دوست دارم..بهت افتخار میکنم عزیزترینم...هیچوقت ت
فصل دوم
-
تاریخ: 1397/11/14 ساعت: 5:44
سپاس خدای را که منت نمود و مرا جان داد.. سلام خانومم..برای وصفت چیزی ندارم..هم دوس دارم از گذشته بگم و هم از حال و هوای امروزه ی دلم..از گذشته نمیگم بسه..می خام از اللن بگم..از الانی که قلبم کور شده و
خدا
-
تاریخ: 1397/11/14 ساعت: 5:44
خدیا رو سیاهم نکن
نامه ای به خدا
-
تاریخ: 1397/11/14 ساعت: 5:44
خدایا بسه دیگه..کافیه امتحان کردن..ظرفیتم بیشتر نیس بقران..به چی راضی میشی؟.. مرگ خوبه؟. من اماده ام..فقط کافیه امر کنی..نمیخای تمومش کنی؟؟؟.. با من چهلجی داری؟؟ بنده هاتم یاد گرفتن.. نزدیک ترینم لج میکنه دیگه از بقیه چ انتظاری داشته باشم؟؟ خدا؟؟ تمومش کن بقران..دیگه نمیکشم..زیاد صبر کردم..دیگه تسلی...
صبح فردا
-
تاریخ: 1397/11/14 ساعت: 5:44
چگونه بنویسم؟ ای ذهن زیبای من..بیا و دوباره دستان هم را بگیریم و برویم گم شویم.. بیا با هم از جزیره مردمان سنگدل برویم..بریم و برویم چنان که رد پایی هم ازما باقی نماند..این جزیره دیگر جای من و تو نیس
دوباره عاشقی
-
تاریخ: 1396/4/9 ساعت: 5:08
دوباره مهر شروع شد تا من باز چشمهای مستت را ببینم و جنون بگیرم..باز منم و امواج فرا شکننده چشمانت.. نمیدانم چه بگویم؟ فقط میگم میخامت اما میدونم که زیاده میخام.. شاعر میگه: ای مگس عرصه سیمرغ نه جولانگه توست عرض خود میبری و... اره من باهات خیییلی فرق دارم..ولی کار دل عاشقیه نمیشه کاریش کرد.. اینبا
سکوت
-
تاریخ: 1396/4/9 ساعت: 5:08
دلم یک دنیا تو را میخواهد... یه دنیا نگاه به چشمانت..در اغوش گرفتنت..اما چه کنم که خیالی بیش نیست. ای کاش مال هم بودیم..داشتنت بهتر از خواستنت بود.. اشتباه کردم..خودمو که میبینم تو رو هم میبینم میفهمم که لقمم از دهانم بزرگتره...به دست خوبی ها میسپارمت.. در اغوش الهه عشق و ارامش باشی خوب من s...a
onh ohtzd
-
تاریخ: 1396/4/9 ساعت: 5:08
onh phtz fvhd ildau uar o,f lk oddgd n,sj nhajl ,hg ,,, اینو به فینگلیش معکوس نوشتم خودت پیداش کن... خداخافظ واس همیشه... نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم آبان ۱۳۹۴ساعت 11:5 توسط احسان.ma|
گلایه
-
تاریخ: 1396/4/9 ساعت: 5:08
پاکی های دلمه..امید میخونه: زیر باران گریه کردم بلکه باران شوید از جانم گناهم ... گلایه سلام.. خوبی؟؟.. امشب اومدم بگم چرا ایقد دلت سنگه.. بر خلاف چهرت.. واقعا نمیدونی دوست دارم؟ چرا؟؟ چرا ایقد بی احساسی؟؟ الان وسط امتحانم ولی باز این دل بی سعور بیادته.. خره هرکاریش میکنم حالیش نی..چرا نمیتونم فر
دیدار
-
تاریخ: 1396/4/9 ساعت: 5:08
پاکی های دلمه..امید میخونه: زیر باران گریه کردم بلکه باران شوید از جانم گناهم ... دیدار سلام فرشته رویاهای من... خیییییلی دلم واست تنگ شده.. یادت باشه خیییییلی دوستت داشتم نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم بهمن ۱۳۹۴ساعت 19:37 توسط احسان.ma|
دلنوشته
-
تاریخ: 1396/4/9 ساعت: 5:08
پاکی های دلمه..امید میخونه: زیر باران گریه کردم بلکه باران شوید از جانم گناهم ... دلنوشته سلام.. خوبی؟؟ باز اومدم بنویسم تاشاید یکم دلم مرحم پیدا کنه.. میگن رفتار ادما متاثر از حالشونه.. راس میگن امروزم دلتنگتم.. بنظرت حالم چطوریه؟؟ اگ به نوشته های قبلیم توجه کنی کاملا حال اون ساعتمو میفهمی.. امروز
نوروز
-
تاریخ: 1396/4/9 ساعت: 5:08
پاکی های دلمه..امید میخونه: زیر باران گریه کردم بلکه باران شوید از جانم گناهم ... نوروز بازم سلام نفس.. ببین کارم کجا رسیده که نفس صدات میزنم.. واقعا هم هستی کسیکه هر لحظه باهامه مثه نفسه دیگه.. خانم سام حداقل یه کامنتی بذار دلمون خوش شه که داری میخونی.. نمیدونم شابد خبالات خام ورم داشته.. ولی به هر
وصال
-
تاریخ: 1396/4/9 ساعت: 5:08
پاکی های دلمه..امید میخونه: زیر باران گریه کردم بلکه باران شوید از جانم گناهم ... سلام... هی عقل با توام.. دیدی دل با اصرارش بالاخره بش رسید؟ الان تو داریش.. چقد زیباست زندگی.. آفرین دلم.. دوست دارم دلم.. همیشه وقتی کاری میکنی تا آخرش بمون.. از وقتی اومده زندگی شیرین شده.. ای دلم تو که دیوونشی من
غنچه باغ عشق
-
تاریخ: 1396/4/9 ساعت: 5:08
پاکی های دلمه..امید میخونه: زیر باران گریه کردم بلکه باران شوید از جانم گناهم ... غنچه باغ عشق سلام پرنسسم..خوبی؟ امیدوارم همیشه خوب باشی فرشته زیبای من..بذار ادبی جنتا جمله بگم در وصفت.. چه زیبا میگفت قناری باغ آرزویم که آسوده باش اگر شندنی باشد میشود و اگر نه غمش را مخور.. ومن فقط ظاهر جنله اش را
شروع تازه
-
تاریخ: 1396/4/9 ساعت: 5:08
خـــــــــــــاطرات مـــــــــــو پاکی های دلمه..امید میخونه: زیر باران گریه کردم بلکه باران شوید از جانم گناهم ... شروع تازه سلام بهونه قشنگ زندگیم..سلام دلیل بودنم..خیلی وقته نیمدم..دلم کلللی پره..برا دیدن هایی که چون تیر سمی میخوره به چشام.برا دستایی که وقتی میگیرمشون قلبم آتیش میگیره..برا بودن ه